تبليغاتX
هچل هفت
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391
همیشه به این فکر می کردم [ و همچونان میکنم ] که هر انسانی [ حداقل ] یه استعدادی داره که حالا ممکنه شکفته شده باشه یا نه؛ همچنان غنچه سان مونده...

بهترین تعبیری رو که برای بیان این تفکر و نظر [ البته شخصی [ و البته تر قابل رد ] ] می شد داشت رو در Hugo یافتم که هوگو میگه:

" کل دنیا یه دستگاه خیلی بزرگه

ماشین ها هیچ وقت با قطعات اضافی تحویل داده نمیشن

دقیقا با همون تعداد قطعاتی که نیاز دارن ساخته میشن

برای همین با خودم فکر کردم از اونجایی که

کل جهان یه ماشین خیلی بزرگه...

نمیتونم براش مثل قطعه اضافی باشم ...

باید دلیلی وجود داشته باشه که من اینجا هستم

و این یعنی وجود تو هم در اینجا باید دلیل خاصی داشته باشه "


یکشنبه سوم اردیبهشت 1391
این پست رو بعدا پر میکنم


یکشنبه بیستم شهریور 1390
به طور کلی رفتار x با انسان به دو مرحله اساسی تقسیم بندی می شود:

1- قبل از پول دادن به وی

2- بعد از پول دادن به وی


شنبه پانزدهم مرداد 1390
همیشه هنگام تایپ ویرگول دقت کنید؛
ممکن است
از تامل شما برداشت های مادی شود


پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390
تقدیم به آمنه بهرامی (ها)
 
حقا
عطا فرما
عشقی در دل
معشوقه ای بر سر راه
تحملی برای "نه" شنیدن
و  در پس آن
جرئتی در وجود
در نهایت
اسیدی "خودسوز"
اسید آبم کند، به تا خجالت...

جمعه بیست و چهارم تیر 1390
به نبودت عادت کرده ام

زار و ناتوان

در حسرت پایان این پریود بی انتها



پنجشنبه دوم تیر 1390
مدیون آزادی هستی اگر

به دیکتاتور فحش بدی

و

حتی

به سرت بزنه

که

"نوع نظرخواهی" مطلب بلاگتو عوض کنی


دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390
نمیگم اگه بری میمیرم، اگه بری؛ فقط نمی میرم

شنبه هفتم خرداد 1390
مَثَل انسان به بعضی آدما

مَثَل وزنه ست به پرتاب کننده ی وزنۀ المپیک

خودشونو وابستت می کنن، با هم حرکت می کنین، به تکاپو می افتین، ضربان قلبتون بالا میره

دورشون می گردی

اما نمی دونی هرچی بیشتر دورشون بگردی اگه بخوان ولت کنن، به دورترین مکان ممکن از خودشون پرتت می کنن

و تازه افسوس هم می خورن که کاش بهتر و بیشتر و دورتر پرتت می کردن


چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390
«قبلا فکر می کردم سیاست یعنی دروغ. حالا هر حرف راستی که می زنم می گویند سیاسی است.»

کافه خنده - علیرصا لبش